عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : دوشنبه 10 اسفند 1394
بازدید : 243
نویسنده : funnykadkhoda

باران که شدی مپرس این خانه کیست

سقف حرم و مسجد میخانه یکیست

باران که شدی پیاله ها را مشمار

جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست

باران!تو که از پیش خدا می آیی

توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست...

بر درگه او چونکه بیوفتند به خاک

شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست

این بی خردان خویش خدا میدانند

اینجا سند و قصه و افسانه یکیست

از قدرت حق هرچه گرفتند به کار

در خلقت حق رستم و موریانه یکیست

گر درک کنی خودت خدا را بینی

درکش نکنی کعبه و بتخانه یکیست


تاریخ : یکشنبه 02 اسفند 1394
بازدید : 40
نویسنده : funnykadkhoda

به گورستان گذر کردم کم و بیش

بدیدم قبر ثروتمند و درویش

نه درویش بی کفن در خاک رفته

نه ثروتمند برده یک کفن بیش


تاریخ : جمعه 30 بهمن 1394
بازدید : 50
نویسنده : funnykadkhoda

به یه نفر میگن نظرت در مورد گرون شدن بنزین چیه؟

میگه به حال ما که فرقی نمیکنه

قبلا 10 هزار تومان بنزین میزدیم حالا هم 10 هزار تومان


تاریخ : پنج‌شنبه 29 بهمن 1394
بازدید : 53
نویسنده : funnykadkhoda

روزی از کوچه پس کوچه های پایین شهر میگزشتم

چشمم به مردی با لباس و کفش های گران قیمت افتاد که به دیواری خیره شده بود و میگریست

نزدیکش شدم و به نقطه ای که خیره شده بود با دقت نگاه کردم نوشته شده بود:

این هم میگذرد

علت را پرسیدم گفت این دست خط من است.

چند سال پیش در این نقطه هیزم میفروختم حال صاحب چندین کارخانه ام.

پرسیدم پس برای چه بعد از چند سال برگشتی؟

گفت امده ام باز بنویسم:

این هم میگذرد...


تاریخ : پنج‌شنبه 29 بهمن 1394
بازدید : 79
نویسنده : funnykadkhoda

یه دختر و پسر کوچولو داشتن با هم بازی میکردند

پسر کوچک یه سری تیله و دختر چند تا شیرینی داشت

پسر گفت من همه ی تیله هامو بهت میدم و تو هم همه ی شیرینی هاتو به من بده و دختر

قبول کرد.

پسر بزرگترین و زیبا ترین تیله را یواشکی برداشت و بقیه را به دختر داد اما دختر کوچولو همون

طور که قول داده بود همه ی شیرینی ها را به پسر داد.

اون شب دختر کوچو خوابید و تمام شب خواب بازی با تیله های رنگارنگ را دید...

اما پسر کوچولو تمام شب نتونست بخوابه.به این فکر میکرد که حتما دختر هم یه خورده از

داستان شیرینی هاشو قایم کرده و همه رو بهش نداده...

عذاب برای کسی است که صادق نیست. و آرامش از آن کسانی است که صادقند.

لذت دنیا از آنت کسانی نیست که با افراد صادق زندگی میکنند. از آن کسانی است که با

وجدان صادق زندگی میکنند... .

 

 

 


تاریخ : پنج‌شنبه 29 بهمن 1394
بازدید : 53
نویسنده : funnykadkhoda

گویند کسان بهشت با حور خوش است

من میگویم که آب انگور خوش است

این نقد گیر دست از آن نسیه بردار

کاواز دهل شنیدن از دور خوش است


تاریخ : پنج‌شنبه 29 بهمن 1394
بازدید : 57
نویسنده : funnykadkhoda

از حاکمی پرسیدند: چگونه امنیت را در کشور بدین پهناوری ایجاد نمودی

حاکم گفت:هر شهری که دزدی دیدم گردن داروغه را زدم.


تاریخ : پنج‌شنبه 29 بهمن 1394
بازدید : 40
نویسنده : funnykadkhoda

یکی از احالی ده به اسم کدخدا به صحرا رفت و شب از قضا

حیوانی به او حمله کرد.پس از یک درگیری سخت بالاخره ب حیوان

غالب شد و آن را کشت و از آن جا که پوست حیوان زیبا به نظر

میرسید مرد حیوان را به دوش انداخت و به سمت آبادی راه افتاد.

پس از ورود به ده همسایه اش از بالای بام او را دید و فریاد زد:

آهای مردم کدخدا یک شیر شکار کرده است!!!.

کدخدا با شنیدن اسم شیر لرزید و غش کرد.

بی چاره نمیدانست حیوانی که با او درگیر شده شیر بوده.وقتی

درگیر شده بود فکر میکرد که سگ قدیمی همسایه است وگرنه

همان اول غش میکرد و به احتمال زیاد خوراک شیر می شد.

 

اگر از بزرگی اسم یک مشکل بترسید قبل از آنکه با آن بجنگید از پا

درتان می آورد... .

توی زندگی مشکل وجود نداره همه مسعله اند و قابل حل.


تاریخ : سه‌شنبه 27 بهمن 1394
بازدید : 54
نویسنده : funnykadkhoda

آنان که به سر در طلب کعبه دویدند

چون عاقبت الامر به مطلوب رسیدند

رفتند در آن خانه که بینند خدا را

بسیار بجستند خدا را و ندیدند

چون معتکف خانه شدند از سر تکلیف

ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند

که ای خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ

آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند.


تاریخ : سه‌شنبه 27 بهمن 1394
بازدید : 87
نویسنده : funnykadkhoda

ز شیر شتر خوردن و سوسمار

عرب را به جایی رسیدست کار

که تاج کیانی کند آرزو

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو


به وبلاگ من خوش آمدید.

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران