عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 29 بهمن 1394
بازدید : 53
نویسنده : funnykadkhoda

روزی از کوچه پس کوچه های پایین شهر میگزشتم

چشمم به مردی با لباس و کفش های گران قیمت افتاد که به دیواری خیره شده بود و میگریست

نزدیکش شدم و به نقطه ای که خیره شده بود با دقت نگاه کردم نوشته شده بود:

این هم میگذرد

علت را پرسیدم گفت این دست خط من است.

چند سال پیش در این نقطه هیزم میفروختم حال صاحب چندین کارخانه ام.

پرسیدم پس برای چه بعد از چند سال برگشتی؟

گفت امده ام باز بنویسم:

این هم میگذرد...



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


به وبلاگ من خوش آمدید.

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران